زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام در شام
میرسد روضه به یک طشت خدا رحم کند خـیزران کاش به زخـم دل ما رحم کند چند جای لبت از چوب ترک خورده حسین زخم چشمان ترت باز نمک خورده حسین مگر از خاطرهام میرود آن بزم عذاب میچکید از لب آن مردک سرمست شراب خواهرت میرسد از راه طنابی بر دست دشمنت دور سرت پیک شرابی در دست مست بود و به دهـانش غـزلی کفرآمیز تکیه می کرد به ضرب المثلی کفرآمیز دخترت خواست روی پـنجۀ پا برخیزد به تمـاشای تو در طـشت طلا برخـیـزد هر چه کردم نگـذارم به تو سوگـند نشد خـیزران از لب و دندان تو دل کند نشد |